خاموشی طلاست و سخن نقره. پیامبر اکرم(ص)

   تغيير نشانی   

وبلاگ مصائب احمدی نژاد به نشانی زیر تغییر مکان داد:

http://hadisoltanieh.blogfa.com

از همه دوستانی که بنده را لینک کرده اند تقاضا دارم که این نشانی را به جای نشانی پیشین در قسمت لینک خود بگنجانند.

با تشکر

هادی سلطانیه

لینک
یکشنبه ۳۱ تیر ،۱۳۸٦ - هادی سلطانیه

   ماتم   

   شب تاریک    و بیم موج     و گردابی چنین هایل

                                                   همه با رفتنت برما گذشت

                                                                                     ای سردار دل ها

شهادت جانگداز دهمین پیشوای شیعیان جهان حضرت امام هادی (ع) بر همگان تسلیت باد.

چند سخن از امام(ع):

شخص شكرگزار ، به سبب شكر ، سعادتمندتر است تا به سبب نعمتي كه باعث شكر شده است . زيرا نعمت ، كالاي دنياست و شكرگزاري ، نعمت دنيا و آخرت است .

خداوند دنيا را سراي امتحان و آزمايش ساخته و آخرت را سراي رسيدگي قرار داده است ، و بلاي دنيا را وسيله ثواب آخرت ، و ثواب آخرت را عوض بلاي دنيا قرار داده است .

كسي كه خود را سبك مي شمارد ، از شر او در امان مباش .

فقر آزمندي نفس است و نااميدي بسيار .

 

لینک
چهارشنبه ٢٧ تیر ،۱۳۸٦ - هادی سلطانیه

   شادی   

نور خورشید بر پهنه زمین تابید

                                     ازآن پس گلی از گلهای بهشت

                                                                                 از پس آن نور آمد به وجود

       زادروز پنجمین امام شیعیان حضرت امام محمد باقر(ع) بر همگان تبریک و تهنیت باد.

چند سخن از امام(ع):

از سستی و بي قراری بپرهيز ، که اين دو ، کليد هر بدی مي باشند ، کسی که سستی کند ، حقی  را ادا نکند ، و کسی که بي قرار شود ، بر حق صبر نکند.

بهترين چيزی را که دوست داريد درباره شما بگويند ، درباره مردم بگوييد.

تواضع ، راضی بودن به نشستن در جايی است که کمتر از شانش باشد ، و اينکه به هر کس رسيدی  سلام کنی ، و جدال را هر چند حق با تو باشد ، ترک کنی.

هر که علم و دانش را جويد برای آنکه به علما فخر فروشی کند ، يا با سفها بستيزد ، و يا مردم را متوجه خود نمايد ، بايد آتش را جای نشستن خود گيرد.

                                                                              

لینک
یکشنبه ٢٤ تیر ،۱۳۸٦ - هادی سلطانیه

   زندباد مخالف من به روش احمدی نژاد   

پس از ارسال نامه موسوم به نامه ۵۷ اقتصاددان،رئیس جمهور از صادر کنندگان این نامه برای بررسی کاستی ها و مشکلات موجود در اقتصاد ایران دعوت به مناظره نمود.این اقدام در در ۱۶-۱۷ سال گذشته تقریبا بی سابقه است،نشانگر روح مشورتی و مردم سالارانه دولت احمدی نژاد دارد.همچنین این نشست بیش از پیش تصمیمات درست دولت را نشان داد زیرا نترسیدن از انتقاد نشانگر درستی تصمیم و کارشناسانه بودن آن است وگرنه اگر تصمیم بدون پایه علمی و کارشناسانه گرفته شود - که در ۱۶ سال گذشته چنین بود - هیچ گاه تصمیم گیرنده  به مناظره و دفاع از کار خود حاضر نخواهد شد.اما درباره این نشست، حواشی این نامه و صادر کنندگان آن سخن های بسیاری وجود دارد.

این نامه که هدف آن شخص رئیس جمهور و دولت وی بوده است هنوز به طور رسمی به نهاد ریاست جمهوری نرسیده است!!احمدی نژاد و دولتش هنگامی از جریان این نامه مطلع شدند که سری به روزنامه های مخالف خود - بیشتر روزنامه های موجود در گیشه - زدند.در واقع هدف از ارسال این نامه جنجال رسانه ای و عدم کارآمدی دولت بوده است نه موضوعات کارشناسانه و دلسوزانه که نویسندگان آن به آن تاکید می کنند.

پس از ارسال نامه این ۵۷ نفر،صندوق بین المللی پول با درج گزارشی،۱۵ موفقیت دولت احمدی نژاد را در زمینه های گوناگون بیان کرد.اما رسانه های مخالف احمدی نژاد با ایجاد شک در این گزارش آن ساخته و پرداخته خود دولت دانستند.به طور مثال پایگاه خبری بازتاب در گزارشی به نقل از وبلاگ یک دانشجوی کارشناسی ارشد اقتصاد پشت پرده این گزارش را فاش نمود.در این افشاگری!! این دانشجوی اقتصاد با بررسی پایگاه صندوق بین المللی پول دریافته بود که این گزارش مربوط به اسفند ۸۵ و تمام نوشته های آن برگرفته از سخنان رئیس بانک مرکزی و وزیر اقتصاد و دارایی است!!جای سوال این جاست که آیا اسفند ۸۵ با اردیبهشت ۸۶ چه تفاوتی دارد؟و همچنین آیا کارشناسان صندوق،افرادی بی سواد هستند که هر چه به آن ها گفته شود می پذیرند؟!!و آیا همه موفقیت های دولت در واقع دروغ است؟

چندی پس از گزارش صندوق بین المللی پول،بانک جهانی در گزارشی به همان موفقیت ها اشاره کرد.البته ناگفته نماند تمامی این نهادها به همه موفقیت ها اشاره ای نمی کنند،بلکه با انتخاب چند مورد از آن ها،گزارش خود را تکمیل می کنند.همچنین برخی آمارهای موجود دراین گزارش ها نادرست است.از جمله ان ها می توان میزان سرمایه گذاری خارجی را در ایران یاد آور شد که هم صندوق بین المللی پول و هم بانک جهانی میزان آن را به شدت پایین آورده اند.

همان گونه که در آغاز جنجال رسانه ای بر سر نامه این ۵۷ نفر در یادداشتی عرض کردم،تمام این ۵۷ نفر از بزرگ ترین اقتصاددانان جهان هستند و هر چه این بزرگان گفتند در واقع بر پایه راستی و درستی است.اما بانک جهانی و نهاد های اقتصادی مشابه آن(که همگی با ایران نوعی دشمنی دارند) ،اطلاعاتشان دورغ و ساخته دولت احمدی نژاد است!!

این ۵۷ نفر که با گذشت زمان ماهیت آنان آشکار می شود،هدفی جز سود خود و وابستگان به خود ندارند.اگر موضوع کاهش سود بانکی،مبارزه با مفاسد اقتصادی و همچنین جلوگیری از ریخت و پاش ها در این دولت مطرح نمی شد،هیچ گاه شاهد ارسال نامه از سوی این افراد نمی بودیم.

نشست هیئت دولت و خود رئیس جمهور با این افراد یک اقدام بسیار خوب و نشانگر مردم سالاری موجود در ایران و در دولت احمدی نژاد(همان گونه که انقلاب اسلامی می خواهد) است.به همین دلیل نیز بود که رسانه ها و روزنامه هایی که این نامه در آن منتشر شده بود به طور کمرنگ به این نشست پرداخته بودند.زیرا به هیچ صورتی نمی خواهند که تصویری این گونه از احمدی نژاد ارائه دهند.  

اما این نشست ها و آماری که دولت به این افراد ارائه می دهد به هیچ وجه آنان را راضی نمی کند.آمار این افراد بر پایه توهم و خیال پردازی استوار است و به هیچ وجه آمار دولت را قبول نخواهند کرد.حتی اگر  n جلسه دیگر نیز با آنان برگزار شود بازهم برهمان حرف پیشین خود پای خواهند فشرد.این گونه نامه نگاری ها(از سوی اقتصاددانان و...)تا جایی ادامه خواهد یافت که دولت از تصمیم خود مبنی بر کاهش نرخ سود بانکی،مبارزه با مفاسد اقتصادی و جلوگیری از ریخت و پاش ها عقب نشینی کند.

لینک
یکشنبه ٢٤ تیر ،۱۳۸٦ - هادی سلطانیه

   هيچ کس حق حرف زدن نداره!   

آقای رفسنجانی طی سخنانی با دفاع از عملکرد دوران سازندگی؟!،به مخالفان توصیه کرد که حق زیر سوال بردن گذشته را ندارند.وی همچنین یاد آور شد در دوران سازندگی و بازسازی کشور؟! تجربه پزافتخاری فراهم کرده ایم و زیربناها را برای ساختن روبنای نظام آماده کرده ایم.۱

این سخنان در حالی مطرح می شود که پس از روی کار آمدن احمدی نژاد،پشت پرده بسیاری از کارهایی که در دوران سازندگی و اصلاحات انجام می شد،رونمایی شد.در آن ۱۶ سال کسی جرات آن را نداشت که مطلبی بر خلاف تصمیمات دولت بیان یا منتشر کند و به محض بیان و یا انتشار آن مطلب یا روزنامه وی بسته می شد یا انواع و اقسام تهمت ها به وی روا داشته می شد.امری که امروزه مخالفان دولت از روی خیالات خود به دولت وارد می کنند.

در این جا چون بحث از آقای رفسنجانی به میان آمده است از دوران اصلاحات؟! فاصله گرفته و به رنج هایی که مردم در دوران سازندگی؟! متحمل شده اند،می پردازیم.سخنان آقای رفسنجانی مبنی بر این که کسی حق ندارد گذشته را زیر سوال ببرد،دو جنبه دارد.یکی گذشته پر افتخار انقلاب و جنگ تحمیلی تا پیش از دوران سازندگی ؟!، و دیگری دوران سازندگی و اصلاحات است.در مورد جنبه اول که هیچ نمی توان گفت چون رشادت ها و مردانگی های آن دوران را به هیچ وجه نمی توان زیر سوال برد.کاری که آقای هاشمی با انتشار نامه امام خمینی،دست به آن زده است.اما درباره دوران سازندگی مطالب بسیاری است که شاید بیشترین آن ها ناگفته باقی مانده باشد.

در دوران سازندگی؟! عملا زیر ساخت های اقتصادی کشور رو به ویرانی نهاد.تورم بسیار بالا،بیش از حد دولتی شدن اقتصاد ایران(یکی از اشکالاتی که آقای رفسنجانی به دولت کنونی می گیرد)،فساد بالا در دستگاه های دولتی،اختناق موجود در جامعه(امری که با روح انقلاب در تضاد است) تنها نمونه هایی از این موارد بود.ناخرسندی هایی  که از این مشکلات اقتصادی گریبان گیر مردم شده بود،می رفت تا زندگانی نظام جمهوری اسلامی را به خطر بیندازد.

در آن دوران نه تنها روزنامه و یا منتقدی وجود نداشت که سیاست های نادرست دولت را گوشزد نماید،بلکه روزنامه ها و صداوسیما همگی در یک اقدام هماهنگ به تجلیل از سیاست ها و دولت سردار سازندگی می پرداختند.این تعریف ها در حالی صورت می گرفت که وضع جامعه ایران بسیار اسفناک شده بود.از شمال غربی تا جنوب شرقی ترین بخش ایران در مشکلات دست و پا می زد.امروزه می توان بخشی از آن دستاوردها را در برخی نواحی ایران مشاهده کرد.به این دلیل گفتم برخی چون دولت احمدی نژاد با برنامه های درست خود بخش بسیار زیادی از آن همه ویرانی را دوباره ساخته است ولی بخشی دیگر نیازمند صرف زمان و هزینه های گوناگون است زیرا ۱۶ سال ویرانی را نمی توان در یکی دو سال دوباره ساخت.

سخن آخرم به آقای رفسنجانی است.همیشه روزنامه های مخالف دولت که علاقه بسیار زیادی به آقای رفسنجانی دارند،دولت را متهم می کنند که حرف درست؟! را نمی پذیرد و به اشتباهات خود(درباره همان سود بانکی و ...)اعتراف نمی کند!!.همچنین مخالفین دولت بر این نکته پای می فشرند که دولت مخالفان خود را سر کوب می کند؟!.ولی بنده می خواهم در این جا بگویم که آقای رفسنجانی! اگر ریگی به کفشتان نیست پس چرا از بازرسی اقدامات گذشته خود هراس دارید؟و همچنین به ایشان می گویم که آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است.؟

(۱) رفسنجانی:کسی حق ندارد گذشته را زیر سوال ببرد(رجا نیوز)

لینک
یکشنبه ۱٧ تیر ،۱۳۸٦ - هادی سلطانیه

   شادی   

امشب از پرتو نور

                             گل یاسی آمد به وجود

                                                               از عطر وجودش جهان خرم گشت

                                با وجودش جهان،فرشی از نور ببافت

خجسته زاد روز حضرت فاطمه زهرا(س) و روز زن برهمگان به ویژه زنان و مادران ایران مبارک باد.

چند سخن از حضرت زهرا(س):

از دنياي شما سه چيز محبوب من است : 1 - تلاوت قرآن 2 - نگاه به چهره رسول خدا ( صلي الله عليه و آله ) 3 - انفاق در راه خدا

 تلاوت كننده سوره هاي حديد و واقعه و الرحمن ، در آسمانها و زمين اهل بهشت خوانده مي شود .

آنچه براي زنان نيكوست اين است كه ( بدون ضورت ) مردان نامحرم را نبينند ، و نامحرمان نيز آنها را ننگرند .

در خدمت مادر باش ، زيرا بهشت زير پاي مادران است .

لینک
چهارشنبه ۱۳ تیر ،۱۳۸٦ - هادی سلطانیه

   رابطه آيت الله کروبی با سهميه بندی برق   

برداشت شما از این تیتر خبری چیست؟

    احمدی نژاد برای صرفه جویی توصیه کرد:

     نسخه بنزین برای برق

این تیتر نخست روزنامه اعتماد ملی در روز سه شنبه ۱۲ تیرماه بود.روزنامه های دیگری نیز بودند که با تغییرات جزیی این خبر را در صدر صفحه اول خود آورده بودند.اولین برداشتی که می توان از این تیتر نمود،سهمیه بندی برق است.اما نکته اصلی تحریف سخنان آقای احمدی نژاد از سوی روزنامه اعتماد ملی و روزنامه هایی شبیه به آن است.

روزنامه اعتماد ملی و طیف گسترده ای از روزنامه های موجود در گیشه،از آغاز به کار دولت احمدی نژاد تلاش داشتند تا با القای ناکارآمدی دولت و ساختن اخبار دروغین از محبوبیت احمدی نژاد کاسته و زمینه را برای انتخاب نشدن وی در دور بعدی انتخابات ریاست جمهوری فراهم نمایند.هر از چند گاه این روزنامه ها با مظلوم نمایی و نشان دادن چهره ای موجه از خود به ساختن اخباری  دست می زنند که در آن دولت به این گونه روزنامه ها برای کاستن از خبرهای موثق؟! که در آن ها چاپ می شوند،هشدار می دهد ولی در واقع به هیچ وجه این گونه نیست.

در بحث سهمیه بندی بنزین و تنها چند ساعت پس از آن علاوه بر درج اخبار دروغین در زمینه ناکارآمد بودن این برنامه و القای تشویش و نگرانی در جامعه،دست به انتشار اخباری زدند که در آن ناخرسندی مردم!! از این طرح نمایش داده می شد.یکی از  نمونه های آن ( و نه آخرین آن ها)همین تحریف سخنان آقای احمدی نژاد در زمینه صرفه جویی مردم در زمینه برق است.احمدی نژاد در این سخنان مانند همه ی مسولان و کارشناسان مردم را به صرفه جویی در مصرف برق فراخوانده بود ولی این روزنامه ها این سخنان را تحریف کردند.توجه شما را به بخشی از این سخنان که روزنامه هایی مانند اعتماد ملی از آن به عنوان سهمیه بندی برق یاد کرده اند،جلب می نمایم:((اين صرفه‌جويي [در مصرف بنزين] مي‌تواند در مصرف برق نيز انجام شود. ما 3 ميليون واحد تجاري صنفي و 17 ميليون خانوار داريم كه روي هم مي‌شود 20 ميليون و اگر اين 20 ميليون فقط در ساعت پيك مصرف هر خانواده فقط يك لا‌مپ 100 را خاموش كنند، ما شاهد صرفه‌جويي برق نزديك به 2 هزار مگاوات خواهيم بود كه...))

پس از این جریان دفتر امور رسانه های ریاست جمهوری،در پیامی به این روزنامه خواستار اصلاح تیتر و خبر آن شده بود ولی مسئولان این روزنامه با تمسخر این نامه و همان داستان مظلوم نمایی نه تنها خبر خود را اصلاح ننموده اند،بلکه با خودبزرگ بینی بر همان مواضع گذشته خود پای می فشرند.این گونه خبرسازی های نادرست،در بسیاری از موارد بهانه به دست رسانه های ضد ایرانی داده است تا از آن به ضرر ایران استفاده کنند.اینجاست که متوجه می شویم بودجه های ضد ایرانی آمریکا و انگلیس و آموزش های آنان صرف چه کسانی می شوند.(۲)

سابقه روزنامه هایی مانند اعتماد ملی در زمینه دروغ پراکنی بسیار طولانی است.در بحث سخنان آقای احمدی نژاد درباره افزایش جمعیت - که سخنی بر اساس پایه های علمی بود - این گونه موارد مشهود است.اما این روزنامه و برخی روزنامه های اصلاح طلب با درج عنوان (( آیت الله)) برای کروبی نمونه ای دیگر از دروغ پراکنی را به نمایش گذاشته بودند.شاید در آینده شاهد اخبار دروغی مبنی بر صهیونیست بودن احمدی نژاد!!،دست نشانده بودن وی و.... را از این گونه روزنامه های ببینیم.

در پایان باید گفت از  روزنامه های این چنینی که اخبار دروغ را به سادگی درج می کنند،چگونه می توان انتظار داشت که حرفه خبر رسانی را به درستی انجام دهند؟آیا با اخبار دروغ،کروبی آیت الله می شود؟!!و آیا اصلا به حرف گربه سیاه باران می بارد؟!!

(۱) جوابیه اعتماد ملی به دفتر امور رسانه های ریاست جمهوری

(۲) پاس کاری روزنامه کروبی با رسانه وابسته به سیا

لینک
چهارشنبه ۱۳ تیر ،۱۳۸٦ - هادی سلطانیه

   مصائب سهميه بندی!   

مصرف بنزین در ایران به گونه سرسام آوری در حال افزایش بوده است.سالانه مبالغ هنگفتی به عنوان یارانه ی سوخت در کشور هزینه می شود که این مبالغ می تواند سهم عمده ای در سازندگی و پیشرفت کشور داشته باشد.گفته می شود چیزی در حدود ۱۵ میلیارد دلار صرف یارانه ی بنزین می شود که این مبلغ بسیار هنگفتی است.

طرح کاهش این یارانه در بخش بنزین در دولت های گذشته مطرح شد ولی به دلیل برخی مسائل که مهمترین آنه ها عدم شجاعت لازم بود هر بار به تعویق می افتاد،تا اینکه مجلس هفتم در بودجه سال ۱۳۸۶ تصویب کرد که بنزین با کارت هوشمند سوخت و با سهمیه بندی عرضه شود.

اما این طرح بازتاب های گوناگونی در جامعه داشته است.در شب اول سهمیه بندی بنزین مردم با هجوم به پمپ بنزین تلاش داشتند تا از آخرین بنزین بدون سهمیه استفاده کنند.این هجوم باعث ایجاد راه بندان های گسترده ای در شهر تهران و برخی شهرستان های بزرگ کشور شد.اما اجرای سهمیه بندی بنزین حاشیه های فراوانی نیز داشت.برخی از اراذل و اوباش با حمله به برخی پمپ بنزین ها،آن ها را به آتش کشیدند.همچنین برخی از آنان با حمله به چند فروشگاه بزرگ از جمله شهروند میدان بهاران برخی از اجناس گرانقیمت آن را به تاراج بردند.

این گونه حرکات بهانه ی خوبی برای رسان های خارجی درست کرد تا از آن به عنوان آشوب در ایران و ناخرسندی مردم از دولت احمدی نژاد یاد کنند.این رسانه های با پخش گسترده این گونه اخبار،به دشنام دادن برخی جوانان - که بیشتر آنان در شمال شهر تهران بودند - به احمدی نژاد اشاره کردند و اعلام کردند که محمود احمدی نژاد مقصر همه مشکلات کشور است!!!*(۱)در حالی که آنان نمی دانستند سهمیه بندی بنزین از سوی مجلس ابلاغ شده بود نه از سوی دولت.

یکی دیگر از نکات بسیار جالب توجه،تذکرات برخی نمایندگان پیش و پس از اجرای این طرح بود.پیش از آغاز این سهمیه بندی برخی نمایندگان با تذکرات پیاپی خواستار اجرای هرچه سریعتر این طرح بودند ولی پس از آن همه چیز دگرگون شد.پس از سهمیه بندی برخی نمایندگان خواستار توقف اجرای این طرح شدند!!این نمایندگان که بیشتر آنان از گروه اصلاح طلب بودند - شیفتگان خدمت نه تشنگان قدرت !! - با ارائه طرح سه فوریتی توقف سهمیه بندی را خواستار بودند.

ولی در کنار گروه اصلاح طلب این طرح مخالفان دیگری هم دارد.برخی از اقشار مرفه جامعه که تا پیش از این باک بنزین خود را پر از بنزین می نمودند و هزینه آن به هیچ وجه برایشان اهمیت نداشت امروزه به مخالفان سر سخت آن تبدیل شده اند.این گروه با بهانه آوردن مسافر کش بودن برخی خودروها و کسب روزی این گروه ازخودروی خود،تلاش دارند تا سهمیه بندی متوقف  شد.ولی ذکر چند نکته ضروری است.بیشتر تاکسی ها،خودروهای آژانس و برخی مسافربرهای شخصی سهمیه ای بیشتر از حد معمول دریافت می کنند.اصلا باید گفت در کشور چقدر مسافربر شخصی وجود دارد که این طرح باید برای آن ها متوقف شود؟اصلا در این کشور چند نفر خودروی شخصی دارند که باید برای آسایش آنان سرمایه ی بیش از ۵۰ درصد جامعه سوزانده شود؟

ولی باید برای برخی از موتور سوارانی که با وسیله خود به عنوان پیک موتوری کار می کنند،سهمیه ای بیش از این اختصاص یابد،زیرا این سهمیه کفاف آنان را نمی دهد.پیدایش پدیده هایی مانند پیک موتوری- کاری که آقای حیدری مجری شبکه ۲ سیما از آن به عنوان پدیده نادرست اجتماعی یاد می کند !! - و مسافرکشی،نتیجه حاکمیت افرادی است که در دوران آنان مردم به سمتی سوق داده شدند که اکنون به این کارها بپردازند.در آن زمان به هیچ وجه۵۴ اقتصاددان یا ۵۷ اقتصاددان پیدا نشد تا این گونه سیاست های نادرست را گوشزد کند.!!

بهرحال سهمیه بندی بنزین اقدام بسیار مفیدی برای کشور است.این اقدام می تواند،سرمایه های کشور را از مسیر نادرست به مسیر درست هدایت کند.ولی باید این نکته را هم بیان کرد که شجاعت اجرای این طرح بزرگ فقط از دولت احمدی نژاد بر می آمد. 

*(۱) پایگاه خبری عصرایران ۶/۴/۸۶

 (۲ )  پایگاه خبری رجانیوز ۶/۴/۸۶

لینک
یکشنبه ۱٠ تیر ،۱۳۸٦ - هادی سلطانیه

   موضوع خاطره:سوم تير را چگونه گذرانديد؟   

پیش از دعوت آقای حامد طالبی برای نوشتن خاطرات خود در مورد سوم تیر،بنده به این فکر بودم که با گفتن تبریکی این روز بزرگ را خجسته دارم،ولی پس از این دعوت به این نتیجه رسیدم که برخی از خاطرات خود را از این روز و روزهای منتهی به آن بنویسم.نوشته هایی که در پایین از نظر شما خوانندگان گرامی می گذرد،بخشی از خاطرات من درباره سوم تیر ۸۴ است.

  • روز ۲۷ خرداد یعنی همان زمان برگزاری دور نخست انتخابات،با تمام وجود به یکی از مراکز اخذ رای رفتم و با امید نام محمود احمدی نژاد را در برگه رای نوشتم و منتظر اعلام نتایج ماندم.فردای آن روز تقریبا درهمه نقاط ایران به جز تهران و چند شهر دیگر شمارش آرا پایان یافته بود و شبکه خبر نام کسانی را که بیشترین آرا را به دست آورده بودند اعلام می کرد.از دیدن نتایج خشکم زده بود.هاشمی و کروبی به دور دوم می رفتند و احمدی نژاد نفر سوم بود(تا پیش از اعلام نتایج تهران).پدرم که این اخبار را از تلویزیون می دید به ناگاه گفت:((صاحب الزمان به داد این مملکت برسه))من هم از گفته سخت به هراس افتادم.برای کم کردن از نگرانی خودم به منزل یکی از بستگان که در نزدیکی منزل ما بود رفتم.آنجا هم نتایج دنبال می شد.به ناگاه تلویزیون خبری را اعلام کرد:((شمارش آرا پایان یافته و هاشمی بهرمانی و احمدی نژاد به دور دوم راه یافتند)).از این خبر به شدت خوشحال شدم.یکی از بستگان ما - که چندان میانه خوبی با انتخابات ندارد - گفت:((من هم سوم تیر میام به احمدی نژاد رای می دم.

  • چند روز مانده بود به سوم تیر که باز هم سری به منزلشان زدم.انگار که زمین و زمان برعکس شده بود.کسی که چند روز پیش از احمدی نژاد حمایت کرده بود،انواع و اقسام ناسزاها را به او روا می داشت.به خانه شان که رفتم دیدم،وی همراه با کسی دیگر که یک روزنامه شرق در دست داشت(و طرفدار معین بود) مرا به مناظره دعوت کردند.آن ها از آن روزنامه مطالبی مانند شکایت خانواده شهید رجایی از احمدی نژاد بابت درج عکس آن شهید در برگه تبلیغاتی احمدی نژاد،حمایت بیشتر هنرمندان و ورزشکاران از هاشمی،گروه فشاری بودن احمدی نژاد!! و .... را به بنده ارائه می کردند و خواستار توضیح از من بودند.من هر چه توضیح دادم به بارشان نرفت که نرفت.آخر به من گفتند((خاک تو سرت می دونی اگه احمدی نژاد بیاد،خیابون ها رو دیوار می کشه؟!می دونی اگه احمدی نژاد بیاد همه بد بخت می شیم؟! هه هه جوراب احمدی نژاد می افته توی سد کرج....))

  • دربیشتر خیابان های منطقه ۱۷ و منطقه۱۰ (مناطق ۱۰ و ۱۷ فقط یک خیابان با هم فاصله دارند)تصاویر احمدی نژاد دیده می شد.این مناطق جزو پایین ترین مناطق شهر تهران محسوب می شدند که در دوره های گذشته مورد بی توجهی قرار گرفته بودند.من کم تر عکسی از هاشمی و یا دیگر نامزدها در دور اول و دوم در این مناطق دیدم.

  • می توان گفت هاشمی و طرفدارانش اصلا برای خود(به ويژه در دور دوم) تبلیغ نکردند،بلکه بیشتر به تخریب چهره مقابل یعنی احمدی نژاد پرداختند.اس ام اس های گوناگونی که در دور دوم برای تخریب احمدی نژاد ارسال می شد نمونه ای از این ترفندها بود.شاید برخی بگویند که این گونه کارها را مخالفان نظام انجام داده اند ولی گفتگوی خوش چهره - نماینده احمدی نژاد - و نوبخت - نماینده رفسنجانی - در شبکه دو همه شک ها را به یقین تبدیل کرد.امری که باعث شد آن شب خیلی کلافه شوم.

  • انتخابات در روز سوم تیر انجام شد و مانند دور قبل منتظر نتیجه ماندم.با یکی از دوستان - که خودش به احمدی نژاد رای داده بود  - در کوچه درباره احمدی نژاد صحبت می کردیم که به ناگاه کسی وارد بحث ما شد.دوست من از او پرسید:((به کی رای دادی؟)) و او پاسخ داد:((دلم با احمدی نژاد بود ولی به رفسنجانی رای دادم!!!!!))این هم نوعی از رای دادن است دیگر.

  • چند ساعت پس از پایان انتخابات نتیجه اعلام شد.محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران شده بود.خیلی خوشحال بودم و در پوست خود نمی گنجیدم.در آن جا بود که به این نتیجه رسیدم که هنوز هم صاحب الزمان(عج) به این کشور نظر دارد.
لینک
دوشنبه ٤ تیر ،۱۳۸٦ - هادی سلطانیه

   آقای احمدی نژاد!   

جهشی شدن نرخ مسکن به خصوص در تهران سابقه ای چندین ساله دارد.معمولا به دلیل افزایش تقاضا و کمبود مسکن هر ۵ یا ۶ سال شاهد یک بحران مسکن هستیم.در دوره آقای احمدی نژاد نیز این بحران به وجود امد کما اینکه در دوره های گذشته نیز به وجود آمده بود.علت این افزایش نیز همان افزایش تقاضا بود،ولی برخی می خواستند علت این افزایش را چیز دیگری بیان کنند.

این گروه از افراد که دارای نفوذ گسترده ای در نظام رسانه ای و مالی کشور هستند،علت این افزایش را ناکارآمدی دولت و قطعنامه های شورای امنیت بر ضد ایران می دانستند؟!.ابزارهای این دسته از افراد مانند گذشته - خسته شده ایم از بس گفتیم - رسانه ها و برخی افراد دارای نفوذ در نهادهای مهم کشور بودند.

جنجال گسترده ی خبری در روزنامه ها و رسانه های وابسته به این افراد به ویژه صداوسیما باعث ایجاد جو روانی گسترده ای در تهران شد.این گونه جنجال - یا به گفته خود آن ها خبررسانی - در هیچ دوره ای سابقه نداشت.نتیجه این جو روانی افزایش بی سابقه قیمت مسکن و اجاره بهای آن بود که موجب ایجاد فشار سنگینی بر قشرهای کم توان جامعه گذاشت.

جدا از این ها،تذکرات بی مورد برخی نمایندگان مجلس و مصاحبه های آنان در برخی رسانه ها و پوشش تقریبا کامل آن از صدا و سیما نمونه ای دیگر از این جو روانی بود.همان گونه که پیشتر گفتیم افراد  صاحب نفوذ دارای نمایندگانی در برخی نهادهای مهم کشور بودند که یکی از آن ها مجلس شورای اسلامی؟! بود.هدف این نمایندگان در واقع پشتیبانی از مردم و قشرهای ناتوان جامعه نبود،بلکه وظیفه ای را که به آنان واگذار شده بود را انجام می دادند.در پشت پرده این گونه تذکرات برخی اهداف سیاسی نیز پنهان بود که آن را باید در ۷۷۷۹ !!مورد تذکر نمایندگان مجلس - به خصوص اصلاح طلبان که علاقه خاصی به مردم دارند!! - جستجو کرد.

یکی دیگر از دلایل افزایش بهای مسکن،کارشکنی برخی افراد در برخی نهادهای مالی به ويژه برخی بانک های خصوصی بود.شاید به نظر خواننده این سخن بنده نوعی سرپوش گذاشتن بر گرانی مسکن باشد ولی دلایل بسیاری مبنی بر این کارشکنی ها موجود است.به گفته آقای احمدی نژاد برخی از آمار افزایش تقاضا در بخش مسکن خبر دار شدند(۱)- امری که برخی در سال های گذشته نیاز به جاسوس نداشتند - به همین دلیل بخشی از سرمایه خود را که از پول مردم به دست آورده بودند(در برخی بانک ها خصوصی) در بازار مسکن ریخته و اوضاع بازار را برهم زدند.به همین دلیل نیز بود که مسکن با یک افزایش جهشی همراه بود.چیزی که جو روانی برخی رسانه ها مانند ریختن نفت بر آتش آن را شعله ور تر ساخت.

ناکارآمدی وزیر مسکن و شهرسازی - تنها وزیری که پیش از این سابقه وزارت داشت - را می توان دلیل دیگری بر این افزایش بیان کرد.پسر دکتر حسابی در یکی از سخنرانی های خود به شدت از عملکرد این وزیر در دوران وزارتش در وزارت جهاد کشاورزی انتقاد کرده بود.

اما امروزه نمایندگان محترم مجلس به جای استیضاح این وزیر به برخی اقدامات حاشیه ای دست زده و برخی وزرای موفق دولت احمدی نژاد که از سوی برخی مورد خشم و غضب قرار گرفته اند را استیضاح می نمایند.این هم دلیلی دیگر بر مردم دوستی برخی نمایندگان مجلس.

اما نکته ای که باید در آخر خاطر نشان کنم این است که این افزایش قیمت مسکن و اجاره بها بر پشت برخی از اقشار جامعه سنگینی می کند.برخی از این ها باید تلاش مضاعفی را انجام دهند تا خرج خود،خانواده و اجاره بها را تهیه کنند و این بر مشکلات انان می افزاید.بنده در همین جا از آقای احمدی نژاد تقاضای عاجز دارم به وضع مسکن این اقشار رسیدگی کنند و آنان را از رنجی که می برند نجات دهند.همچنین به کسانی که دستی در این افزایش قیمت مسکن - چه در گذشته و چه اکنون - داشتند می گویم که بهرحال ما هم خدایی داریم.

* (۱) پایگاه خبری رجانیوز ۱/۴/۸۶

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

در ضمن سوم تیر روز پیروزی اراده مردم،روز پیروزی محرومان و نیازمندان،روز شکست مفسدان و بدخواهان،روز از هم گسستن بندهایی که برای این ملت تهیه کرده بودند را به همه مردم ایران تبریک و شادباش عرض می نماییم.

لینک
یکشنبه ۳ تیر ،۱۳۸٦ - هادی سلطانیه